اتلاف اوقات
حرف ها دارم... انگار کلمات یارای ساختن جملات ندارد .
چشم ها دگرگون شده اند و گوش ها منقلب ، روحمان روبه افول است انگار...
این کدامین دقایق است ... شاید .. شاید... اتفاقی دگر افتد.
خدایا ...اوقاتمان اتلاف است در دوری و فراقت.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۷/۰۱ ساعت توسط محمد مقرنس
|
مُقَرنَس یعنی، بنای بلند با سقف آراسته به نقش و نگار.