حرف ها دارم... انگار کلمات یارای ساختن جملات ندارد .

چشم ها دگرگون شده اند و گوش ها منقلب ، روحمان روبه افول است انگار...

این کدامین دقایق است ... شاید .. شاید... اتفاقی دگر افتد.

  خدایا ...اوقاتمان اتلاف است در دوری و فراقت.


                        زبان خامه ندارد سر بیان فراق         وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق