توان و هوش ایرانی یا دست یاری خدا؟


این پهبادی که از آمریکا به چنگمون افتاد خیلی سرو صدا کرد، چیزی بیش از حد انتظار.

در ابتدای امر همه فکر می کردیم یک هواپیمای بدون سر نشین معمولی رو گرفتیم، اما از اونجایی که کم کم بعضی فرمانده هان شجاع سپاه اذعان کردند این اولین پهپادی نیست که از دشمن دیرینه به دستمون رسیده و همچنین رسانه ها هم به این موضوع بیش از اندازه دامن زدند ، کاشف به عمل اومد که این یکی با همه فرق داره.

  اما نکته ای که میخوام بگم این نیست ، ما در دوران جنگ تحمیلی و حتی قبل از اون از این اعجازها کم نداشتیم، چند سال پیش در همایشی که محسن رضایی سخرانش بود حضور داشتم، ایشون مثال های چندی از دست های غیبی که در جبهه به یاری رزمنده ها اومد رو بیان کردند ، بی شک آقای رضایی فضای جبهه رو خیلی خوب لمس کردن، عملیات فتح المبین نمونه ای از این موارد است که دست غیبی خدا کاملا درش مشهود بود.

در این سی و سه سال با فناوری ها و علم های نوین بشری دست وپنجه نرم کردیم و حاصل اون خبرهای شگرف ازدست اوردهای غیرتمندان این مرز و بوم است که گوشمان را نوازش می دهد.

همین شب گذشته خبر دستگیری یک جاسوس آمریکایی به دست نیروهای امنیتی کشورمون رو شنیدم، واقعا ما کجا وسازمان پیشرفته ای مانند سیا کجا،(البته نمی خوام  توان وزارت اطلاعات رو زیر سوال ببرم ،برعکس در این چند ساله نشون دادیم از سازمان های قوی دنیا هستیم) اما هوش و توان ایرانی و از همه مهم تر دست غیبی خداوند این نتایج رو به دنبال داره.

بصیرت

فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟!

برای هر کسی تحولاتی در زندگیش اتفاق افتاده و خواهد افتاد، مهم این است: این اتفاق جرقه به سمت خدا سیر کردن باشد یا انفجار از خدا رو گرداندن.

در طول تاریخ نمونه هایی هستند که هم خود و هم دیگران در مورد آنها تفکرات مثبت داشته اند، در دوران معاصر و کنونی خودمان می توان به امثال محسن مخملباف و اکبر گنجی و ... اشاره کرد.

انسان هایی بوده اند که از آبخشور اسلام سیراب می شده اند چه از منظر مادی و چه از نگاه معنوی و نمک خوردند و نمکدان شکستند.

چه شد که مخملباف ،سریال فیلم های مستهجنش تمامی ندارد و گنجی رمان توهین وهتک نسبت به ائمه و اسلام را خاموش نمی گذارد.

و بوده اند انسانهایی که «ید الله فوق ایدهم» به یاریشان آمده و با جان و دل در لبیک به این لطف و محبت عظیم الهی آغوشی فراخ به مستمسکش گشوده اند.

آری بصیرت که مقام معظم رهبری بارها به آن اشاره کرده اند همین است.


                            طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت       بدر آی تا ببینی طیران آدمیت

لبخند شهید

...وقتی تابوت را باز کردم، دیدم که شهید دست بر سینه دارد و با حالت تبسم، لبخند می زند

تعجب کردم که دست بر سینه، چرا لبخند می زند؟                                                    

شب شهید بزرگوار را در خواب دیدم که گفت :                                                    

«می دانی چرا لبخند زدم؟ به خاطر آنکه حضرت سیدالشهدا (ع) را دیدم و گفتم: السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)، او را در بغل گرفتم و لبخند زدم.»
                                                 

ادامه نوشته

وضوی دل

دل ما خوش است از جام تو 

به نگاه و چشم رنگین تو

خبرم  رسیده  آشوب شهر

دل و دیده برده از کام تو

سحری وضوی دل ساختم

به  نماز  شور  با یاد  تو

چه کنم ز عشق بی خواب شب

همه صبح گفته از نام تو

بهترین اسوه

گاهی اوقات در دِماغم بلوایی به پا میشه.
قلم بر قرطاس به حرکت در نمیاد، نمی دونم ...شاید ذهن خسته ام  یارای همراهی با افکار پر از تشویشم رو نداره !
خدایا تو از وصفی که میکنند برتری.
آن پیامبر رحمت و عطوفت که متخلق به اخلاق کریمه توست، از معصیتی که در جوار بی کرانت میکنیم دلتنگ می شود، تا جایی که  میگویی نزدیک است جان عزیزت را از دست بدهی.
آن پیامبری که وجودش سرادق جود توست لحظه ای از ذکر تو مغفول نمی ماند و از آن جایی که کلامش کلام توست میگوید خدایا نشناختمت آن طور که شایسته توست و اطاعتت ننمودم آن طور که برازنده توست و دیگر هیچ، و آن هم از سر مهر پر از احساس اوست.
خدایا تا پایان عمر بی فروغم تنها این بس که سپاس تو گویم برای الگو بودن پیامبرم که تو خود گفتی براستی که او اسوه ای حسنه برای شماست.

محبت حسین(ع)

امام صادق (سلام الله علیه) :

مَن أرادَ اللَّهُ بِهِ الخَيرَ قَذَفَ في قَلبِهِ حُبَّ الحُسَينِ(ع) و حُبَّ زيارَتِهِ.
كسى كه خدا خيرخواه او باشد، محبّت حسين و شوق زيارتش را در دل او مى‏ اندازد.

                           

                                                        (خیر و برکت در قرآن و حديث : ص208 - ح 388)

 

مستحب مؤکد

در خيلى روايات ، از مستحبات به واجب تعبير شده است ، خصوصا در صورتى كه يك قرينه هايى باشد و از آن ها بفهميم كه معناى وجوب ندارد. مثل اين كه روايت دارد: «زيارت سيدالشهداء (عليه السلام ) در هر چهار سال ، يك مرتبه واجب است . »اين وجوب ، براى شدت مطلوبيت و تأكد مطلوبيت است.

                                                                                                           

                                                                                                                           به نقل از آیت الله بهجت

السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)

                 رندان  تشنه لب  را آبی نمی دهد کس

                                                              گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

               در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

                                                              سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

پنج گنج

پنج غنيمت در زندگي

 

امام باقر(ع) به جابربن‌ يزيد جعفي نصيحت مي‌كنند كه «يا جابِر! اِغْتَنِمْ مِنْ اَهْلِ زَمانِكَ خمْساً»؛ پنج چيز را در رابطه با مردم زمانه غنيمت شمار: «إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ»؛ اگر در مجلسي حاضر بودي و تو را نشناختند. «وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ»؛ و اگر از جلسه خارج شدي و به دنبالت نبودند. «وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشاوَر»؛ و اگر در جلسه بودي و از تو نظر نخواستند. «وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ»؛ و اگر نظر دادي و نظرت را نپذيرفتند. «وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ»؛ و اگر خواستگاري كردي و جواب ردّ دادند. اين پنج حالت را غنيمت بشمار، نه اين‌كه از آن‌ها ناراحت شوي، چون امام(ع) مي‌خواهند كه ارزش‌هاي اهل دنيا براي ما ملاكِ‌ كمال و خواري قرار نگيرد.

 

                          { تحف‌العقول، قسمت روايات امام باقر(ع)، حديث اوّل.}