بخوان

سایه تاریک جهل و خرافه پرستی بر سر شهر سنگینی می کند.کمی آنطرف

 تر،خورشید نقابش را از حراء بر می کشد.سکوتی عجیب حکمفرماست.گویا عقربه

 های زمان انتظار چنین لحظه ای را می کشیدند.

و اما سکوت باید بشکند چون منیت و جهل باید بشکنند.واژه هایی چون (خواندن) و

 (خلقت) رنگی دیگر به خود می گیرند.گویا از ازل این دو با هم عجین بوده اند.

ای محمد! وقت اتمام مکارم اخلاقت فرا رسیده

ای محمد!وقت ابلاغ بدون مزد و منتت فرا رسیده

ای محمد!وقت ابلاغ (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون)ت فرا رسیده

این حکم را با قوت بگیر....

تو برگزیده شدی.... نه  نه  نه .... تو راهت را خود برگزیدی!

 

                   (  عید مبعث بر عاشقان مبارک)

فتنه می بارد از این سقف مقرنس برخیز


 تا  به  میخانه  پناه  از همه  آفات  بریم