بخوان
سایه تاریک جهل و خرافه پرستی بر سر شهر سنگینی می کند.کمی آنطرف
تر،خورشید نقابش را از حراء بر می کشد.سکوتی عجیب حکمفرماست.گویا عقربه
های زمان انتظار چنین لحظه ای را می کشیدند.
و اما سکوت باید بشکند چون منیت و جهل باید بشکنند.واژه هایی چون (خواندن) و
(خلقت) رنگی دیگر به خود می گیرند.گویا از ازل این دو با هم عجین بوده اند.
ای محمد! وقت اتمام مکارم اخلاقت فرا رسیده
ای محمد!وقت ابلاغ بدون مزد و منتت فرا رسیده
ای محمد!وقت ابلاغ (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون)ت فرا رسیده
این حکم را با قوت بگیر....
تو برگزیده شدی.... نه نه نه .... تو راهت را خود برگزیدی!
( عید مبعث بر عاشقان مبارک)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۹ ساعت توسط محمد مقرنس
|
مُقَرنَس یعنی، بنای بلند با سقف آراسته به نقش و نگار.